اولا كه ممنونم ازت بخاطر اطلاعاتي كه دادي!آخه بعضي هاشونو نمي دونستم!اما نظرت رو راجع به ترسو بودن اوباما قبول ندارم!به نظر من اوباما يه كم زيادي دموكراته و فك مي كرد نبايد دخالت كنه تا مردم ايران هر كاري مي خوان بكنن!و البته منافع آمريكا و حفظ يه صلح نسبي بين دو كشور واسش مهم بود تا ايران تو جاهاي ديگه مانع تراشي نكنه!اما نقطه ي مقابلش جرج بوش كبير قرار داره!كبير،فك كن!:-D
يادته مي گفت من مستقيما از خدا دستور مي گيرم!؟
و چقدر احمق بودم من كه روزي ازش نفرت داشتم!بوش حاضر شد اقتصاد كشورش رو نابود كنه اما به حكم زور،دموكراسي رو به خاور ميانه بياره!حيف كه دولتش 4 سال ديگه باقي نموند،و الا مطمئنم به هيچ عنوان در صورت حضور بوش،اين كثافت ها نمي تونستن چنين جنايتي كنن،چون مي دونستن بوش حمله ي نظامي ميكنه!مك كين با همه ي خوك منش بودنش،اما مي تونست يه فرصت دوباره واسه ايجاد دموكراسي زوركي باشه كه ...!
در كل آرزو مي كنم در آينده،بوش نوه،با افكار پدر و پدربزرگش روي كار بياد!
اوباما و كلا غربي ها،حماقت بزرگي كردن كه براي حفظ منافع خودشون،دولت نامردان ايران رو بيشتر به سمت بلوك شرق سوق دادن...!